ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستانهای همزادم
نویسنده پیام
omid3000 آفلاین
ناظم سایت
******
ناظم کل

ارسال‌ها: 560
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 18
سپاس ها 995
سپاس شده 1421 بار در 546 ارسال
ارسال: #1
داستانهای همزادم
سلام دوستان.من از نوجوانی چندبار همزادمو تو بیداری یا خواب دیدم.تقریبا هشت سال پیش اولین بار اونو تو خواب دیدم.راستش توی باغ بودم دیدم ته باغ یه کلبه هست که مادرم اونجا داره میسوزه وقتی خواستم اونجا برم دیدم همزادم که کاملا شبیه به من هست کنارم ایستاده نمیدونم چطور شد باهم رفتیم سمت کلبه وارد که شدیم یکنفر بالای سر مادرم ایستاده بود حس کردم خود شیطان اونجاس خلاصه با زحمت مادرم رو باهم نجات دادیم.چند وقت بعد اون خواب توی میدون ولیعصر خواستم از خیابون رد بشم که اونو کنارم دیدم.راستش خیلی شوکه شدم و ترسیدم به خاطراین با اینکه هردومون به هم نگاه میکردیم زود از اونجا دور شدم.یکبار هم جایی کارداشتم وقتی از شخص مسوول سوالمو پرسیدم گفت شما تازگیا اومدید که.گفتم من نیومدم!با تعجب گفت چهرتونو میشناسم مهم نیست!یکبارم خواهرم منو همزادمو تو خوابش دیده بود.من اونو تو واقیت فقط یکبار دیدم اما نمیدونم چرا دیگه ندیدمش!؟Confused

اگه دیدی اتفاق عجیبی برات افتاد و تکرار نشد از کنارش بگذرConfused
10-13-1392 11:53 ب.ظ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط خواب پریش ، علی سینا ، ghost ، نازنین ، llssnn ، sahar ، asali ، ODYSSEUS ، Crazy diamond ، anita666
علی سینا آفلاین
کاربر فعال
***
کاربر فعال

ارسال‌ها: 50
تاریخ عضویت: دى 1392
اعتبار: 3
سپاس ها 60
سپاس شده 113 بار در 39 ارسال
ارسال: #2
RE: داستانهای همزادم
جالب بود.
10-14-1392 07:14 ب.ظ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ODYSSEUS ، omid3000
omid3000 آفلاین
ناظم سایت
******
ناظم کل

ارسال‌ها: 560
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 18
سپاس ها 995
سپاس شده 1421 بار در 546 ارسال
ارسال: #3
RE: داستانهای همزادم
مرسی خواب پریش که انقدر توجه داری.راستش من دیگه اونو ندیدم.خواهرمم چیز زیادی یادش نیست.دوست داشتم اونو دوباره ببینم.دیگه ازش نمیترسم.

اگه دیدی اتفاق عجیبی برات افتاد و تکرار نشد از کنارش بگذرConfused
10-14-1392 09:23 ب.ظ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ODYSSEUS
asali آفلاین
مُبْهَمـ...
**
کاربر عضو

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: خرداد 1393
اعتبار: 2
سپاس ها 157
سپاس شده 102 بار در 55 ارسال
ارسال: #4
RE: داستانهای همزادم
چطور ازش نمیترسی؟؟؟
04-01-1393 11:21 ق.ظ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ODYSSEUS ، omid3000
omid3000 آفلاین
ناظم سایت
******
ناظم کل

ارسال‌ها: 560
تاریخ عضویت: آذر 1392
اعتبار: 18
سپاس ها 995
سپاس شده 1421 بار در 546 ارسال
ارسال: #5
RE: داستانهای همزادم
چرا بترسم؟انسان از چیزی که بهش ضرر نرسونه نباید بترسه

اگه دیدی اتفاق عجیبی برات افتاد و تکرار نشد از کنارش بگذرConfused
04-01-1393 09:36 ب.ظ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
sara233 آفلاین
کاربر عضو
**
کاربر عضو

ارسال‌ها: 15
تاریخ عضویت: بهمن 1392
اعتبار: 0
سپاس ها 14
سپاس شده 21 بار در 11 ارسال
ارسال: #6
RE: داستانهای همزادم
خوبه که نمیترسی و میخوای باهاش روبرو شی شجاعیییییی

[/size] ترس باحالترین بخش زندگیهHeartHeart
04-02-1393 12:52 ب.ظ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط omid3000
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  بازگشت همزادم omid3000 4 347 02-29-1393 12:43 ب.ظ
آخرین ارسال: llssnn
  مجموعه داستانهای پدرم4 omid3000 3 661 10-30-1392 03:42 ب.ظ
آخرین ارسال: llssnn
  مجموعه داستانهای پدرم3 omid3000 1 457 10-30-1392 03:41 ب.ظ
آخرین ارسال: llssnn
  مجموعه داستانهای پدرم2 omid3000 3 624 10-29-1392 02:35 ب.ظ
آخرین ارسال: omid3000
  مجموعه داستانهای پدرم1 omid3000 1 478 10-26-1392 10:29 ق.ظ
آخرین ارسال: omid3000

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان