مهمان مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودورود   عضویتعضــویت)


 
رتبه موضوع:
  • 4 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستانهای همزادم
نویسنده پیام
omid3000 آفلاین
قاتل شیطان

ناظم کل

ارسال‌ها: 682
تاریخ عضویت: Dec 2013
اعتبار:
ارسال: #1
داستانهای همزادم
[size=medium][font=Tahoma][b][color=#DCDCDC]سلام دوستان.من از نوجوانی چندبار همزادمو تو بیداری یا خواب دیدم.تقریبا هشت سال پیش اولین بار اونو تو خواب دیدم.راستش توی باغ بودم دیدم ته باغ یه کلبه هست که مادرم اونجا داره میسوزه وقتی خواستم اونجا برم دیدم همزادم که کاملا شبیه به من هست کنارم ایستاده نمیدونم چطور شد باهم رفتیم سمت کلبه وارد که شدیم یکنفر بالای سر مادرم ایستاده بود حس کردم خود شیطان اونجاس خلاصه با زحمت مادرم رو باهم نجات دادیم.چند وقت بعد اون خواب توی میدون ولیعصر خواستم از خیابون رد بشم که اونو کنارم دیدم.راستش خیلی شوکه شدم و ترسیدم به خاطراین با اینکه هردومون به هم نگاه میکردیم زود از اونجا دور شدم.یکبار هم جایی کارداشتم وقتی از شخص مسوول سوالمو پرسیدم گفت شما تازگیا اومدید که.گفتم من نیومدم!با تعجب گفت چهرتونو میشناسم مهم نیست!یکبارم خواهرم منو همزادمو تو خوابش دیده بود.من اونو تو واقیت فقط یکبار دیدم اما نمیدونم چرا دیگه ندیدمش!؟[/color][/b][/font][/size]

[font=Tahoma][size=medium][color=#FFFFE0]اگه دیدی اتفاق عجیبی برات افتاد و تکرار نشد از کنارش بگذر[/color][/size][/font]
03-01-201411:53 PM
علی سینا آفلاین
کاربر فعال

کاربر فعال

ارسال‌ها: 49
تاریخ عضویت: Dec 2013
اعتبار:
ارسال: #2
RE: داستانهای همزادم
جالب بود.
04-01-201407:14 PM
omid3000 آفلاین
قاتل شیطان

ناظم کل

ارسال‌ها: 682
تاریخ عضویت: Dec 2013
اعتبار:
ارسال: #3
RE: داستانهای همزادم
مرسی خواب پریش که انقدر توجه داری.راستش من دیگه اونو ندیدم.خواهرمم چیز زیادی یادش نیست.دوست داشتم اونو دوباره ببینم.دیگه ازش نمیترسم.

[font=Tahoma][size=medium][color=#FFFFE0]اگه دیدی اتفاق عجیبی برات افتاد و تکرار نشد از کنارش بگذر[/color][/size][/font]
04-01-201409:23 PM
asali آفلاین
مُبْهَمـ...

کاربر عضو

ارسال‌ها: 77
تاریخ عضویت: Jun 2014
اعتبار:
ارسال: #4
RE: داستانهای همزادم
چطور ازش نمیترسی؟؟؟
22-06-201411:21 AM
omid3000 آفلاین
قاتل شیطان

ناظم کل

ارسال‌ها: 682
تاریخ عضویت: Dec 2013
اعتبار:
ارسال: #5
RE: داستانهای همزادم
چرا بترسم؟انسان از چیزی که بهش ضرر نرسونه نباید بترسه

[font=Tahoma][size=medium][color=#FFFFE0]اگه دیدی اتفاق عجیبی برات افتاد و تکرار نشد از کنارش بگذر[/color][/size][/font]
22-06-201409:36 PM
sara233 آفلاین
کاربر عضو

کاربر عضو

ارسال‌ها: 14
تاریخ عضویت: Jan 2014
اعتبار:
ارسال: #6
RE: داستانهای همزادم
خوبه که نمیترسی و میخوای باهاش روبرو شی شجاعیییییی

[/size][size=large] ترس باحالترین بخش زندگیه[/size]
23-06-201412:52 PM


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  دیدن همزادم توبچگی نازی 2 173 25-10-201405:14 AM
آخرین ارسال: نازی
  بازگشت همزادم omid3000 7 588 18-10-201401:52 AM
آخرین ارسال: شیطان
  مجموعه داستانهای پدرم4 omid3000 3 798 20-01-201403:42 PM
آخرین ارسال: llssnn
  مجموعه داستانهای پدرم3 omid3000 1 574 20-01-201403:41 PM
آخرین ارسال: llssnn
  مجموعه داستانهای پدرم2 omid3000 3 776 19-01-201402:35 PM
آخرین ارسال: omid3000
  مجموعه داستانهای پدرم1 omid3000 1 597 16-01-201410:29 AM
آخرین ارسال: omid3000

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
علاقه مندی ها
 
درباره ما
 
امکانات وبسایت
   
 
 
زمان کنونی: 01-11-2014، 01:52 PM
طراحی توسط: AliReza_Tofighi
تــرجمـه شده توسط: Www.My-BB.Ir و iora.ir
قدرت گرفته از: MyBB